خلاصه کتاب معماری سنتی و مدرن | حسین جعفری
خلاصه کتاب تأملی پیرامون معماری سنتی و معماری مدرن ( نویسنده حسین جعفری )
تا به حال به این فکر کرده اید که چرا وقتی وارد یک بنای تاریخی یا سنتی می شویم، یک حس آرامش عجیب و غریب به ما دست می دهد، اما ساختمان های مدرن و امروزی، اغلب این حس را ندارند و حتی گاهی اوقات بی روح و غریبه به نظر می رسند؟ حسین جعفری در کتاب «تأملی پیرامون معماری سنتی و معماری مدرن» دقیقاً به دنبال رمزگشایی از همین معماست و می خواهد بفهمد ریشه این آرامش کهن کجاست و چرا معماری مدرن ما را از آن محروم کرده. این مقاله یک خلاصه جانانه و تحلیلی از این کتاب است تا بدون اینکه مجبور باشید تمام کتاب را بخوانید، گوشه چشمی به دنیای فکری جعفری بیندازید و به جواب خیلی از سوالاتتان برسید.
شاید خیلی هایمان فکر کنیم معماری فقط به ظاهر ساختمان ها و زیبایی بصری شان برمی گردد. اما راستش را بخواهید، قضیه خیلی عمیق تر از این حرف هاست. معماری، مثل یک آینه، تمام باورها، فرهنگ، ارزش ها و حتی روح یک ملت را منعکس می کند. کافی است به شهرها و روستاهای قدیمی سر بزنید تا ببینید چطور هر خشت و آجر و هر طاق و ستون، داستانی از زندگی، اعتقادات و ارتباط انسان با محیطش را روایت می کند. اما وقتی به شهرهای امروز نگاه می کنیم، گاهی اوقات این داستان ها محو می شوند و جایشان را به یکنواختی و بی هویتی می دهند. اینجاست که سوال اصلی کتاب حسین جعفری اهمیت پیدا می کند: آیا معماری مدرن، در کنار تمام پیشرفت هایش، چیزی اساسی را از ما گرفته است؟ آیا می شود دوباره آن آرامش گمشده را پیدا کرد؟
معماری سنتی؛ ریشه های آرامش و معنویت
وقتی اسم معماری سنتی می آید، شاید اولین چیزی که به ذهنمان می رسد، بناهای قدیمی، آجری و گنبد و گلدسته های مساجد باشد. اما از دید حسین جعفری، این تعریف خیلی محدود است. او معتقد است معماری سنتی فراتر از یک جغرافیای خاص یا یک دوره زمانی مشخص است. در واقع، این معماری را می توان نوعی معماری معنوی، دینی و هویتی دانست که در طول تاریخ و در فرهنگ های مختلف، خودش را نشان داده است. یعنی چه در کلیساهای گوتیک اروپا، چه در معابد باستانی شرق آسیا و چه در معماری اسلامی ایران، یک نخ نامرئی وجود دارد که همه این ها را به هم وصل می کند و آن هم چیزی نیست جز توجه به بُعد معنوی و ارتباط انسان با جهان پیرامونش.
تعریف و ابعاد معماری سنتی
جعفری می گوید معماری سنتی را نباید فقط با مصالح بومی یا فرم های قدیمی شناخت. درست است که این ها جزئی از آن هستند، اما هسته اصلی، یک جهان بینی خاص است. این نوع معماری، از دل یک فرهنگ غنی و باورهای عمیق بیرون می آید. فکرش را بکنید، خانه های قدیمی ایرانی را، با آن حیاط های مرکزی، حوض های فیروزه ای، ایوان های دلباز و پنجره های ارسی رنگارنگ. این ها فقط برای زیبا بودن ساخته نشده بودند؛ هر کدامشان یک وظیفه داشتند و با هم یک کل منسجم را تشکیل می دادند که زندگی انسان در آن جریان داشت.
- فراتر از جغرافیا: معماری سنتی به مثابه معماری معنوی، دینی و هویتی: جعفری تأکید می کند که معماری سنتی، در حقیقت، معماری دینی است. فرقی نمی کند این دین اسلام باشد، مسیحیت یا بودیسم. اصل این است که بنا از یک جهان بینی معنوی نشأت گرفته و سعی در انعکاس آن دارد. این یعنی خانه ای که یک معمار سنتی می ساخته، فقط یک سرپناه نبوده، بلکه جایی برای زندگی، تفکر و حتی عبادت بوده است.
- ویژگی های کالبدی و مفهومی:
- ارتباط با طبیعت: در معماری سنتی، طبیعت عضوی جدانشدنی از ساختمان است. حیاط ها، باغچه ها، استفاده از نور طبیعی و بادگیرها، همه نشان از این ارتباط عمیق دارند. مصالح هم اغلب از دل طبیعت برمی آمدند، مثل خشت، آجر، چوب و سنگ.
- مقیاس انسانی: بناهای سنتی طوری طراحی می شدند که حس نزدیکی و صمیمیت را القا کنند. اندازه ها متناسب با قامت انسان بود و فضاهای داخلی حس امنیت و تعلق را ایجاد می کردند. خبری از فضاهای غول آسا و بی روح نبود.
- توجه به جزئیات و تزئینات معنادار: کاشی کاری ها، گچ بری ها، آینه کاری ها و حتی نحوه چیدمان آجرها، همه و همه حاوی معنا بودند. این تزئینات فقط برای زیبایی نبودند، بلکه پیام هایی معنوی و فرهنگی را منتقل می کردند و با چشم انداز طبیعی همخوان بودند.
- نقش نمادها و مفاهیم متافیزیکی: در معماری سنتی، فرم و فضا صرفاً کارکردی نبودند، بلکه تجلی گاه اعتقادات و فلسفه های عمیق بودند. یک گنبد، نماد آسمان و عالم بالا بود؛ یک حوض، نماد پاکی و حیات. این ها چیزهایی بودند که به فضا روح می بخشیدند.
رمزگشایی از حس آرامش در فضاهای سنتی
حالا سوال این است که چرا این ویژگی ها باعث ایجاد آرامش می شوند؟ حسین جعفری به این نکته اشاره می کند که معماری سنتی، در یک کلام، «انسان محور» و «روح محور» است. یعنی طراح در درجه اول به نیازهای روحی و روانی انسان توجه می کرده، نه فقط به نیازهای فیزیکی و کارکردی.
- هماهنگی با فطرت و روان انسان: فضاهای سنتی طوری طراحی شده بودند که با فطرت انسان سازگار باشند. یک حیاط خلوت، یک ایوان که سایه مطبوعی دارد، یا حتی یک اتاق کوچک و دنج، حس امنیت و تعلق خاطر ایجاد می کردند. این فضاسازی ها به ما کمک می کردند تا با خودمان و محیطمان آشتی کنیم.
- پاسخگویی به نیازهای روحی: در معماری سنتی، برای هر فعالیتی، فضایی مخصوص در نظر گرفته شده بود. فضاهایی برای خلوت و تفکر، فضاهایی برای جمع شدن خانواده و دوستان، و فضاهایی برای عبادت. این تقسیم بندی دقیق، به انسان کمک می کرد تا آرامش درونی بیشتری داشته باشد و نیازهای روحی اش برآورده شود.
- تجلی زیبایی شناسی ارگانیک: فرم ها و الگوهایی که در معماری سنتی به کار می رفتند، اغلب برگرفته از طبیعت بودند. خطوط منحنی، نسبت های طلایی، و هارمونی رنگ ها و بافت ها، همه با هم یک زیبایی ارگانیک را خلق می کردند که برای چشم انسان دلپذیر بود و حس آرامش را تقویت می کرد.
«معماری سنتی، بیش از آنکه مجموعه ای از دیوارها و سقف ها باشد، آیینه ای از جهان بینی و روح جمعی یک فرهنگ است که در آن، هر خشت و خشت، داستانی از معنا و آرامش را روایت می کند.»
معماری مدرن؛ کارایی و چالش های هویتی
بعد از اینکه کمی در دنیای معماری سنتی و ریشه های آرامش بخش آن گشت وگذار کردیم، نوبت به معماری مدرن می رسد. شاید با خودتان بگویید معماری مدرن که خیلی هم خوب است! ساختمان های بلند، شیشه ای، با امکانات رفاهی کامل و طراحی های نوآورانه. اما حسین جعفری، با نگاهی عمیق تر، به چالش ها و کمبودهای این نوع معماری هم می پردازد، خصوصاً در زمینه ایجاد حس آرامش و تعلق خاطر.
ظهور و اصول بنیادین معماری مدرن
برای اینکه بفهمیم معماری مدرن از کجا آمده، باید کمی به عقب برگردیم و به بسترهای تاریخی و اجتماعی آن نگاه کنیم. مدرنیسم، یک شبه به وجود نیامد؛ بلکه محصول یک سری تحولات بزرگ در دنیا بود.
- بسترهای تاریخی و اجتماعی ظهور مدرنیسم: انقلاب صنعتی، یکی از مهمترین عوامل ظهور مدرنیسم بود. این انقلاب، تغییرات عظیمی در شیوه زندگی، تولید و تفکر انسان ها ایجاد کرد. شهرها بزرگ تر شدند، نیاز به مسکن و فضاهای کاری بیشتر شد و تکنولوژی های جدیدی مثل فولاد و بتن مسلح، وارد صنعت ساختمان سازی شدند. کنار این ها، تغییرات فکری مثل رهایی از گذشته، آرمان های جهانی سازی و تولید انبوه، فلسفه ای جدید را شکل دادند.
- ویژگی های اصلی:
- عملکردگرایی (Functionality): شعار معروف فرم تابع عملکرد است (Form follows function) یکی از اصول اساسی معماری مدرن شد. یعنی طراحی ساختمان باید اول از همه به کاربری آن توجه کند و هر عنصر، هدف مشخصی داشته باشد.
- تأکید بر تکنولوژی و مصالح نوین: فولاد، بتن، و شیشه، مصالحی بودند که به معماران مدرن اجازه می دادند بناهایی با فرم های جدید و سازه های بلند بسازند که قبلاً ممکن نبود.
- سادگی فرمی و حذف تزئینات: در معماری مدرن، تزئینات سنتی که در معماری گذشته رایج بود، به عنوان چیزهای اضافی و غیرضروری حذف شدند. خطوط ساده، مکعب های خالص و سطوح صاف، جایگزین جزئیات پرکار سنتی شدند.
- فلسفه پشت مدرنیته: مدرنیته در معماری، یک واکنش به گذشته بود. معماران مدرن می خواستند از قید و بند سنت رها شوند و به آینده ای روشن تر با استفاده از علم و تکنولوژی قدم بگذارند. آرمان هایی مثل جهانی سازی و ایجاد یک معماری برای همه، بدون توجه به فرهنگ محلی، در این دوره پررنگ شد.
چرایی فقدان آرامش در معماری مدرن از دیدگاه جعفری
با تمام این پیشرفت ها و آرمان ها، چرا حسین جعفری معتقد است معماری مدرن، آن حس آرامش و معنویت معماری سنتی را ندارد؟ او چندین دلیل اصلی را مطرح می کند که در ادامه به آن ها می پردازیم:
- قطع ارتباط با زمینه و طبیعت: در حالی که معماری سنتی به شدت به اقلیم، فرهنگ و طبیعت اطرافش گره خورده بود، معماری مدرن اغلب ساختمان هایی را طراحی می کند که می توانند در هر کجای دنیا ساخته شوند. این ساختمان ها بدون توجه به شرایط آب و هوایی، مصالح بومی و حتی روح مکان، مثل قارچ سر از خاک بیرون می آورند و حس بیگانگی را القا می کنند.
- غفلت از ابعاد معنوی و احساسی انسان: معماری مدرن، در بیشتر موارد، فقط به کارایی و منطق توجه می کند. یک ساختمان مدرن باید عملکرد خوبی داشته باشد، اما کمتر به این فکر می کند که آیا می تواند به روح انسان آرامش ببخشد یا خیر. این تأکید صرف بر کارکرد، باعث می شود نیازهای عمیق تر روحی و احساسی انسان نادیده گرفته شوند.
- مقیاس های غیرانسانی و ایجاد حس بیگانگی: ساختمان های بلند، فضاهای عظیم و بی روح، و مقیاس های بزرگ، گاهی اوقات باعث می شوند انسان احساس کوچکی، گم شدگی و حتی عدم تعلق کند. در معماری مدرن، کمتر فضایی را پیدا می کنید که حس صمیمیت و آغوش گرم یک خانه سنتی را داشته باشد.
- فقدان هویت و ریشه های فرهنگی: یکی از بزرگترین انتقاداتی که به معماری مدرن وارد می شود، یکسان سازی فضاها و فقدان هویت محلی است. ساختمان هایی که در تهران می بینیم، ممکن است در دبی یا نیویورک هم مشابهشان را پیدا کنیم. این بی هویتی، ارتباط انسان با مکان و گذشته اش را قطع می کند. نقد معماری مدرن از این جنبه، بسیار پررنگ است.
«در شتاب بی امان زندگی مدرن، معماری نیز گاهی روح خود را گم کرده است؛ جایی که کارایی بر احساس غلبه می کند و سرعت ساخت، جای درنگ و تأمل در روح مکان را می گیرد.»
تحلیل مقایسه ای و دیدگاه های حسین جعفری
حالا که هم معماری سنتی و هم معماری مدرن را از دیدگاه حسین جعفری بررسی کردیم، وقتش رسیده که این دو سبک را کنار هم بگذاریم و تفاوت های کلیدی آن ها را واکاوی کنیم. جعفری، با یک تحلیل عمیق، به ما نشان می دهد که جوهره تفاوت این دو، فراتر از ظاهر و مصالح است و به فلسفه وجودی هر کدام برمی گردد.
جوهره تفاوت ها
بیایید یک مقایسه اجمالی داشته باشیم و ببینیم این دو سبک در ابعاد مختلف چه تفاوت هایی با هم دارند:
- مقایسه از منظر فرم، فضا، نور، مصالح، رنگ، عملکرد و معنا:
- فرم و فضا: در معماری سنتی، فرم ها اغلب نرم، منحنی و ارگانیک بودند و فضاهای داخلی به گونه ای طراحی می شدند که حس محرمیت، خلوت و آرامش را به ارمغان بیاورند. فضاهای نیمه باز مثل ایوان ها و حیاط ها، واسطه ای بین درون و بیرون بودند. در مقابل، معماری مدرن به فرم های هندسی ساده، خطوط صاف و فضاهای باز و یکپارچه تمایل دارد که گاهی اوقات حس بی نظمی و از دست دادن حریم شخصی را ایجاد می کند.
- نور: معماری سنتی از نور به شکلی هوشمندانه و شاعرانه استفاده می کرد. بازی نور و سایه، پنجره های مشبک و شیشه های رنگی، نه تنها روشنایی می بخشیدند، بلکه فضایی معنوی و خیال انگیز خلق می کردند. در معماری مدرن، نور اغلب به صورت مستقیم و با استفاده از پنجره های بزرگ و شیشه ای وارد فضا می شود که اگرچه روشنایی را افزایش می دهد، اما ممکن است حس یکنواختی یا حتی خیرگی را به همراه داشته باشد.
- مصالح: در معماری سنتی، مصالح بومی و طبیعی مثل خشت، آجر، سنگ و چوب حرف اول را می زدند. این مصالح با محیط همخوانی داشتند و حس گرما و اصالت را منتقل می کردند. مقایسه معماری سنتی و مدرن در این بخش نشان می دهد که معماری مدرن عمدتاً بر استفاده از مصالح صنعتی مانند بتن، فولاد و شیشه تمرکز دارد که اگرچه دوام و کارایی بالایی دارند، اما گاهی اوقات حس سردی و بیگانگی را به فضا می دهند.
- رنگ: معماری سنتی از رنگ های گرم، طبیعی و متنوع استفاده می کرد که اغلب از طبیعت الهام گرفته شده بودند. این رنگ ها حس زندگی و شادابی را به فضا می بخشیدند. معماری مدرن معمولاً به سمت رنگ های خنثی، سفید، خاکستری و مشکی گرایش دارد که اگرچه ظاهری مینیمال و شیک ایجاد می کنند، اما ممکن است حس بی روحی و یکنواختی را القا کنند.
- عملکرد و معنا: در معماری سنتی، هر عنصری علاوه بر عملکرد، معنای عمیقی نیز داشت. مثلاً حوض و باغچه در حیاط، فراتر از یک عنصر تزئینی، نمادی از حیات و پاکی بودند. معماری مدرن بیشتر بر عملکرد محض تمرکز دارد و گاهی اوقات معنا و نمادگرایی را فدای کارایی می کند.
- نحوه تأثیر هر سبک بر ساکنان و ناظران: معماری سنتی به خاطر هماهنگی با روح و روان انسان، فضاهایی را خلق می کرد که در آن افراد احساس آرامش، تعلق و امنیت می کردند. این فضاسازی به سلامت روان کمک می کرد. در مقابل، برخی فضاهای مدرن، به دلیل مقیاس بزرگ، عدم توجه به جزئیات انسانی و بی هویتی، ممکن است باعث ایجاد حس اضطراب، بیگانگی و عدم تعلق شوند.
- بررسی جایگاه انسان در طراحی سنتی و مدرن: جعفری معتقد است که در معماری سنتی، انسان و ابعاد روحی او در مرکز طراحی قرار داشت، در حالی که در نقد معماری مدرن، این طور به نظر می رسد که تکنولوژی و کارایی به محور اصلی تبدیل شده اند و انسان به یک کاربر ساده تقلیل یافته است.
نتیجه گیری ها و راهکارهای پیشنهادی نویسنده
پس با این اوصاف، آیا باید کلاً قید معماری مدرن را بزنیم و فقط به گذشته بچسبیم؟ قطعاً نه! حسین جعفری در کتابش، به دنبال یک راه میانه است و راهکارهایی را برای بهبود وضعیت معماری معاصر پیشنهاد می دهد:
- آیا تلفیق سنت و مدرنیته ممکن و مطلوب است؟ چگونه؟ جعفری معتقد است که تلفیق این دو نه تنها ممکن، بلکه ضروری است. منظور از تلفیق، کپی برداری کورکورانه از گذشته نیست، بلکه الهام گرفتن از اصول و حکمت معماری سنتی و به کار بردن آن ها در قالب های نوین و با استفاده از تکنولوژی های روز است. این یعنی می توانیم از مصالح مدرن استفاده کنیم، اما با روح معماری ایرانی، یا فضاهایی عملکردی بسازیم، اما با مقیاس انسانی و توجه به نور طبیعی و ارتباط با طبیعت. این همان چیزی است که به آن معماری پایدار و سنتی می گویند.
- ضرورت بازگشت به اصول اخلاقی و معنوی در معماری معاصر: از دید جعفری، مشکل اصلی معماری مدرن، فراموش کردن بُعد اخلاقی و معنوی انسان است. او تأکید می کند که معماران باید دوباره به این اصول برگردند و فضاهایی را طراحی کنند که علاوه بر کارایی، به نیازهای روحی انسان هم پاسخ دهند و فضایی برای تأمل و آرامش ایجاد کنند.
- تأکید بر نقش فرهنگ و هویت بومی در شکل گیری فضاهای پایدار و معنادار: هر منطقه، فرهنگ و اقلیم خاص خودش را دارد. جعفری بر این باور است که باید به این هویت های بومی احترام گذاشت و معماری را متناسب با آن ها طراحی کرد. این کار باعث می شود ساختمان ها نه تنها با محیط همخوانی داشته باشند، بلکه حس تعلق و اصالت را هم به ارمغان بیاورند.
فراتر از کتاب؛ تأملاتی بر آینده معماری
بعد از اینکه خلاصه کتاب تأملی پیرامون معماری سنتی و معماری مدرن ( نویسنده حسین جعفری ) را با هم مرور کردیم، بد نیست کمی فراتر از چارچوب کتاب به این موضوع نگاه کنیم و ببینیم این بحث ها چه تأثیری بر آینده معماری و زندگی ما دارند. دیدگاه های حسین جعفری نه فقط برای معماران، بلکه برای هر کسی که در فضای شهری زندگی می کند، نکات مهمی دارد.
تأثیرات روانشناختی و اجتماعی معماری
حتماً شما هم تجربه کرده اید که چطور یک فضای دلگیر و بی روح می تواند حال آدم را بگیرد و در مقابل، یک فضای دلباز و پرنور، انرژی مثبت به آدم بدهد. این موضوع نشان می دهد که تأثیر معماری بر روح انسان و روان او، اصلاً کم نیست و جعفری هم به همین نکته اشاره می کند.
- نقش فضاهای ساخته شده در سلامت روان، کیفیت زندگی و تعاملات اجتماعی: معماری به طور مستقیم بر سلامت روان ما تأثیر می گذارد. فضاهایی که نور طبیعی کمی دارند، تهویه مناسبی ندارند یا حس زندان را تداعی می کنند، می توانند باعث استرس، افسردگی و کاهش کیفیت زندگی شوند. برعکس، فضاهایی که طراحی خوبی دارند، فرصت های بیشتری برای تعاملات اجتماعی سازنده فراهم می کنند و حس تعلق به جامعه را تقویت می کنند.
- اهمیت مفهوم «حس مکان» و «مکان سازی» در طراحی: جعفری تأکید زیادی بر «حس مکان» دارد. حس مکان یعنی آن ارتباط عمیق عاطفی و هویتی که انسان با یک فضا برقرار می کند. این حس، فقط با وجود یک سقف و چهار دیوار به وجود نمی آید، بلکه نیاز به توجه به تاریخ، فرهنگ، خاطرات جمعی و تعاملات انسانی دارد. «مکان سازی» هم یعنی فرایند طراحی و خلق فضاهایی که این حس مکان را در افراد تقویت کنند. این کار مستلزم درک عمیق از نیازهای روحی و فرهنگی مردم است.
الهام از گذشته برای آینده
حالا که فهمیدیم معماری سنتی چه گنجینه ای از آرامش و معنا دارد و نقد معماری مدرن چه دغدغه هایی را مطرح می کند، سوال این است که چگونه می توانیم از این گذشته پربار، برای ساختن آینده ای بهتر استفاده کنیم؟
- چگونه می توان از حکمت و تجربیات معماری سنتی در خلق فضاهای مدرن و پایدار بهره گرفت؟ منظور از الهام گیری از گذشته، کپی کاری نیست. بلکه به قول معروف، «آب را از سرچشمه گرفتن» است. یعنی باید اصول و حکمت های نهفته در معماری سنتی را شناسایی کنیم: اصولی مثل صرفه جویی در انرژی، استفاده از مصالح بومی، مقیاس انسانی، توجه به نور طبیعی و ایجاد فضاهای منعطف. این اصول را می توان با تکنولوژی ها و مصالح جدید درآمیخت و فضاهایی خلق کرد که هم مدرن باشند و هم ریشه در هویت ما داشته باشند و به معماری پایدار و سنتی منجر شوند.
- معماری ایرانی-اسلامی به عنوان نمونه ای درخشان از اصول معماری سنتی: فلسفه معماری سنتی ایران، به خصوص در دوره اسلامی، نمونه ای بی نظیر از تلفیق هنر، فرهنگ، دین و مهندسی است. از مساجد اصفهان گرفته تا خانه های کاشان، هر گوشه از این معماری پر از درس و حکمت است. مطالعه و بررسی کتاب تأملی پیرامون معماری سنتی و معماری مدرن به ما کمک می کند تا این اصول را بهتر بشناسیم و از آن ها در معماری معاصر خودمان بهره ببریم.
نتیجه گیری
در این سفر کوتاه به دنیای خلاصه کتاب تأملی پیرامون معماری سنتی و معماری مدرن ( نویسنده حسین جعفری )، دیدیم که چطور حسین جعفری با نگاهی دقیق و کارشناسانه، به سراغ ریشه های آرامش در معماری سنتی می رود و چرا معماری مدرن، با تمام درخشش و پیشرفت هایش، گاهی اوقات این آرامش را از ما دریغ می کند. پیام اصلی کتاب واضح است: ما نیاز داریم به اصول و فلسفه های فراموش شده معماری سنتی بازگردیم و آن ها را با نیازهای دنیای امروزمان تطبیق دهیم. این بازگشت، به معنی پسرفت نیست، بلکه به معنای یک گام به جلو برای خلق فضاهایی است که هم انسان محور باشند و هم آرامش بخش.
امیدواریم این خلاصه توانسته باشد شما را با دیدگاه های ارزشمند حسین جعفری آشنا کند و جرقه ای برای تفکر عمیق تر در محیط ساخته شده پیرامونتان روشن کرده باشد. حالا که می دانیم معماری چقدر بر روح و روان ما تأثیر می گذارد، وظیفه ما و معماران آینده این است که با در نظر گرفتن همه ی ابعاد، فضاهایی را طراحی کنیم که نه تنها نیازهای فیزیکی، بلکه نیازهای روحی و معنوی ما را هم برآورده سازند. اگر این مطالب برایتان جالب بود و احساس کردید هنوز عطش بیشتری برای درک جزئیات و استدلال های دقیق تر دارید، پیشنهاد می کنیم حتماً به سراغ مطالعه کامل کتاب «تأملی پیرامون معماری سنتی و معماری مدرن» بروید. قطعاً غرق در دنیای پربار اندیشه های حسین جعفری خواهید شد.



